+ عشق

تلفن همراه پیرمردی در اتوبوس زنگ خورد.

پیرمرد به زحمت تلفن را با دستان لرزان از

جیبش در آورد،هرچه تلفن را در مقابل

صورتش عقب و جلو کرد، نتوانست

اسم تماس گیرنده را بخواند.

رو به مرد جوانی کرد و گفت:

ببخشید آقا،چی نوشته؟؟

مرد جوان گفت:

نوشته همه چیزم

پیرمرد جواب داد،الو ......... سلام عزیزم

 

 

 

 

 

 

 

برو ادامه مطلب ......


یهو دستش را جلوی تلفن گرفت و با صدای آرام و با

لبخندی زیبا و قدیمی به مرد جوان گفت

همسرمه

 

یعنی میشه ما هم همیشه اینجوری عاشق بمونیم؟؟!!!!

نویسنده : امین و الهام ; ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ ; ۳ دی ۱۳٩۱
    آرشیو نظرات()