+ خاطره

نمیخواهم خاطره ی فردایم شوی !!!!

امروز من باش .........

حتی لحظه ای ..........!!!!!!

 

نویسنده : امین و الهام ; ساعت ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ ; ۱٩ دی ۱۳٩۱
    آرشیو نظرات()  


+ مات

مات شدم از رفتنت!!!!!

 

هیچ میز شطرنجی هم در میان نبود

 

این وسط فقط یک دل بود........

 

که دیگر نیست!!!!

 

نویسنده : امین و الهام ; ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ ; ۱٩ دی ۱۳٩۱
    آرشیو نظرات()  


+ غریو عشق 2

دلم هواتو کرده گلم         دلم هواتو کرده گلم

وای از دست این دلم

امشب دلم می گرید     نور میخواهد امشب تورا کم دارد امشب.

ای ماه تورا دوست دارم     بتاب امشب بتاب امشب.

دستم به آسمان نمیرسد         اما نگاهم رصد میکند تورا

از این زمین خسته شده ام     ای کاش

جاذبه ای نبود تا به دیدار تو می آمدم امشب.

آسمان تو مرا دریاب                     فراخوان مرا

شاید از فراسوی پهنای بزرگت     ببینم هرآنچه دیدگانم میخواهند

من تورا میخواهم ای گل من.

ماه را دوست دارم        چونکه مانند تو میتابد

لیک هرآنچه ماه دارد         هرآنچه نور دارد را مدیون توست

مدیون توست زیرا هرآنچه دارد از چشمان تودارد

گرلحظه ای ببندی دیدگانت را        نه آسمانی هست و نه ماهی

بتاب ای بهترینم که من گم شده ام در تاریکی

و هیچ کس بهتراز تو نمیداند که من از تاریکی میترسم.

پس بتاب ای گل من.

 

تقدیم به گل زندگیم

 

                                                                                               

                                                                                          

نویسنده : امین و الهام ; ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱٤ دی ۱۳٩۱
    آرشیو نظرات()  


+ هی روزگار هی

نویسنده : امین و الهام ; ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۱ دی ۱۳٩۱
    آرشیو نظرات()  


+ غریو عشق

از دستانم برایت چتری میسازم 

مبادا ذره ای بیازارد نگاه مهربانت را

از چشمانت برایم منظره ای بساز

تا ببینم هرآنچه درون توست

از قلبم برایت خانه ای میسازم

خانه ای امن تا بیارامی در کنار من

آرام باش ای گل من

دور از توام

لیک همیشه تورا در کنار خویشتن میبینم

دستانم را بگیرو  به آرامی محکم بفشار

این دستان از ترس نبودنت می لرزند

نویسنده : امین و الهام ; ساعت ٥:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱٠ دی ۱۳٩۱
    آرشیو نظرات()  


+ به تو می اندیشم

به تو می اندیشم  

ای سراپا همه خوبی     

تک و تنها به تو می اندیشم.

          همه وقت            

من به هرحال که باشم به تو می اندیشم.

تو بدان این را،تنها تو بدان      تو بیا      تو بمان بامن،تنها تو بمان.

جای مهتاب به تاریکی شب ها تو بتاب  

   من فدای تو،به جای همه گلها تو بخند.

من همین یک نفس از جرعه جانم باقیست

اخرین جرعه این جام تهی را توبنوش

 

فریدون مشیری

 


نویسنده : امین و الهام ; ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ ; ۸ دی ۱۳٩۱
    آرشیو نظرات()  


+ صدایم کن

صدایم کن بهترینم که من گم شده ام در تاریکی

وهیچ کس بهتراز تو نمیداند

که من از تاریکی میترسم


نویسنده : امین و الهام ; ساعت ٩:٤٦ ‎ق.ظ ; ۸ دی ۱۳٩۱
    آرشیو نظرات()  


+ یادآور

امشب انگار قرص هایم آلزایمر گرفته اند

لعنتیها  یادشان رفته است

خواب آورند

نه یاد آور......

 

نویسنده : امین و الهام ; ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ ; ٧ دی ۱۳٩۱
    آرشیو نظرات()  


+ love

love is like war

easy to start

hard to end

impossible to forget


نویسنده : امین و الهام ; ساعت ۸:٠٩ ‎ق.ظ ; ٧ دی ۱۳٩۱
    آرشیو نظرات()  


+ سکوت

نعره هیچ شیری پایه های خانه چوبی را نمی لرزاند

من از

سکوت موریانه میترسم


نویسنده : امین و الهام ; ساعت ۸:٠٤ ‎ق.ظ ; ٧ دی ۱۳٩۱
    آرشیو نظرات()  


+ معجزه عشق

مثل کبریت کشیدن در باد داشتنت دشوار است

من که به معجزه عشق ایمان دارم

میکشم آخرین دانه کبریتم را در باد

هر چه بادا باد


نویسنده : امین و الهام ; ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ ; ۳ دی ۱۳٩۱
    آرشیو نظرات()  


+ صدا

میشنوی؟؟؟؟؟

بعد از اینکه تو دلم را صدا زدی

لحظه به لحظه دارد پاسخت را میدهد

نویسنده : امین و الهام ; ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ ; ۳ دی ۱۳٩۱
    آرشیو نظرات()  


+ عشق

تلفن همراه پیرمردی در اتوبوس زنگ خورد.

پیرمرد به زحمت تلفن را با دستان لرزان از

جیبش در آورد،هرچه تلفن را در مقابل

صورتش عقب و جلو کرد، نتوانست

اسم تماس گیرنده را بخواند.

رو به مرد جوانی کرد و گفت:

ببخشید آقا،چی نوشته؟؟

مرد جوان گفت:

نوشته همه چیزم

پیرمرد جواب داد،الو ......... سلام عزیزم

 

 

 

 

 

 

 

برو ادامه مطلب ......

...
ادامه مطلب
نویسنده : امین و الهام ; ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ ; ۳ دی ۱۳٩۱
    آرشیو نظرات()  


+ مرد .......

 مرد است دیگر.......... 

 

گاهی تند میشود

 

گاهی عاشقانه سخن میگوید.......

 

مرد است دیگر............

 

غرورش آسمان و دلش دریاست........

 

تو چه میدانی از بغض گلوگیر کرده یک مرد!!؟؟؟؟

 

تو چه میدانی که چشمانت دنیای او شده ........

 

تو چه میدانی از هق هق شبانه او

 

که فقط خودش خبر دارد و بالشش؟؟!!!!!

 

مرد را فقط مردمیفهمد و مرد.......

 

نویسنده : امین و الهام ; ساعت ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ ; ۱ دی ۱۳٩۱
    آرشیو نظرات()  


+ تنهایی

تنهایی یعنی یه وقت هایی هست

میبینی فقط خودتی و خودت!!

رفیق داری.......

همدرد نداری!!

خانواده داری......

تکیه گاه نداری!!

مثل همیشه

همه چی داری.......

و هیچی نداری......!!!!!!!

 

نویسنده : امین و الهام ; ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ ; ۱ دی ۱۳٩۱
    آرشیو نظرات()